السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )
30
نمونه هاى ايثار 4 - حضرت مسلم ( ع ) ( فارسى )
مسلم بن عروه ، قدحى از آب در دست داشت ، مسلم كه زخمى بود و دچار خونريزى شديدى بود از شدت عطش ناتوان و بىرمق به آب اشارهاى نمود و درخواست كرد كه قدح آب را به او بدهند . ابن عروه به مسلم گفت : مىبينى كه اين آب چه سرد و گوارا است ، به خدا از آن يك قطره آب نخواهى نوشيد تا اينكه آتش دوزخ را بچشى ! ! مسلم بن عقيل پس از آن گفتگو ، او را شناخت ، گفت : مادرت به عزايت بنشيند چقدر خسيس و سنگدل و بىرحم هستى . اى پسر بيوهزن تو به دوزخ و آتش جهنم سزاوارترى . « 1 » سپس مسلم نشست به او قدحى از آب دادند و زمانيكه خواست آن را بياشامد ، قدح پر از خون گرديد ، آب را ريخت ، مجدداً آبى به او دادند ، اين بار دندانهايش در قدح فروريخت ، مسلم گفت : خدا را شكر اگر از اين آب مرا قسمتى بود آن را مىآشاميدم . سپس او را وارد كاخ ابن زياد كردند ، مسلم به او سلام نداد . از نظر مسلم ، دستگاه ظلم و ستم ابن زياد و امير او يزيد بن معاويه ، حكومتى غيرمشروع و ظالم و ستمپيشه و فتنهانگيز بود . مگر نه اينكه دنيا نزد مؤمنين ، كالاى بىارزشى است ؟ و اگر انسان با شهادت به سوى خدايش مىشتابد ، پس ترس چه معنى
--> ( 1 ) همان ص 355 .